يادداشت‌های ادبی


:: از سعيد بيابانکی ::

2
داشتم بلاگ گردی میکردم، وبلاک سعيد بيابانکی رو ديدم، کسی که مدتها پيش تو جشنواره ديدمش و جشنواره های بعدی هم ديدمش... البته اونوقتا هم برای خودش پيشکسوتی بود... از بروبچه های سالای 72 و اينا... يه غزل ازش ميزنم... لينکشو از اين بغل ببينين....

دف دف زنان بيا به شبستان من برقص
هوهو کنان بچرخ و به ايوان من برقص

چون گردباد پای بکوب و به پای خيز
چرخان ميان بهت بيابان من برقص

دست از ميان باغچه ی من برآور و
نيلوفرانه بر لب ايوان من برقص

گيسو رها کن ای شب پيچيده زير ماه
لختی ای آبشار پريشان من برقص

ای مستی هميشه به مينای من بچرخ
ای تلخی مدام به فنجان من برقص

عريان شو ای جهنم ناب ای گناه محض
آتش بزن به خرمن ايمان من برقص

مرداد آتشين من اسفند دود کن
ارديبهشت وار به آبان من برقص

الوند من نشسته و خاموش تا به چند
برخيز ای غرور فروزان من برقص...

H   O   M   E

پنجره شعر